اي كاش ميشد!
كاش ميشد با شقايق حرف زد
كاش ميشد آسمان را لمس كرد
كاش ميشد مثل يك غنچه شكفت
كاش ميشد زندگي را گرم كرد
كاش ميشد تا بباري مثل ابر
كاش ميشد سبز باشي چون درخت
كاش ميشد واژه واژه شعر شد
كاش ميشد از قفس آزاد شد
كاش ميشد عشق را تقسيم كرد
كاش ميشد عشق را تفسير كرد

دلم گرفته .. دنيا چه كند كه من اينقدر خرابم !؟
دگر با كسي كه ما شدن من و او را نميخواهد ، كاري ندارم!
بگوييد بيايد.. دلم ديگر از دستش پر نيست .. زندگي ام دگر خالي شده
هـــدفم .. ! راستي هدفشم چه شد! .. نكند ......!
نكند وقتي بهش تكيه كرده بودم ، سست شد و لرزيد .. نكند ريخت!!
صداي زياد نميرسد ولي بغضم خوب به چشم مي آيد..
از ترس تركيدنش آرام حرف ميزنم .. ميترسم بفهمي بغض كرده ام گريه كني!
تحمل اشك هايت را ندارم .. دنيا دگر خداحافظ!




















عاشق همیشه تنها